تبليغاتX
» بسم الله الرحمن الرحیم «

(¯`♥´¯) درد دلهای پاییزی (¯`♥´¯)





•.¸¸.•*´ღ درد دل ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ دلتنگي ها ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ نویسنده ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ دوستاي عزيزم ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ لينک هاي خفن ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ موضوع خاطرات ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ آمار وبلاگ ღ`*•.¸¸.•
•.¸¸.•*´ღ قالبمو کي ساخته ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ لوگوي دوستان ღ`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´ღ امکانات ღ`*•.¸¸.•
.¸,•¤*¤•,¸. قصه ما رو هر کسی میخونه میگه شاعرم ¸,•¤*¤•,¸.
 

باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم

من می توانم میشود آرام تلقین می کنم

                             با عکسهای دیگری تا صبح صحبت میکنم

                           با ان اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم

سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم

شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم

                         حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود

                         فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین

خود را برای درک این صدبار تحسین می کنم

                         از جنب وجوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود

                        وقتی عروسی می کند آن می کنم...این می کنم

خوابم نمی اید ولی از ترس بیداری به زور

با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم

                    این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است

                    از روی عادت دوستی با بار سنگین می کنم

هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت

حالا تقاضای دلی سرشار ازآمین می کنم

                   نه اسب ، نه باران ، نه مرد ، تنهایم واین دائمی ست

                    اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم

یا می برم یا باز هم نقش شکستی تلخ را

در خاطرات سرخ خود با رنج آذین می کنم

                     حالا نه تو مال منی .... نه خواستی سهمت شوم          

                    این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم

کم کم زیادم می روی این روزگارو رسم اوست

این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم

 

 ببخش اگه تو قصمون دو رنگ و نامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانت و یاد بگیرم

اگه که گفتم به چشمات بزار واسه تو بمیرم

ببخش که توی گریه هام دو رنگی و ریا نبود

ببخش اگه تو عشقمون کم نمیزاشتم چیزی و

ببخش که یادم نمیره لیاقت دستای تو

بیشتر از این نبود عزیز

نه نمیخوام گریه کنی اشکی برای من نریز

لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم

در این تنهایی مطلق که میبندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم ؟

چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهایم ؟

خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ بدونه من یقین دارم که می مانی !!!!

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره

بره و دیگه سراغی  از تو و نگات نگیره ....... 

 

یکی بود یکی نبود ، یه دروغ کهنه بود ، یکی موند یکی نموند ، حرف راست قصه بود

یکی موند با غصه ها ، به غم عشق مبتلا ، یکی رفت چه بی وفا ، با دو رنگی آشنا

اونکه موند ریشه پوسوند ، دلشو غصه سوزوند ، نالش از دیوه نبود ، پشتشو دوری

 شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا ، با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها

اونکه موند یه قصه ساخت ، اما هی هستی شو باخت ، قصه ها به سر رسید

اون به عشقش نرسیـــــــــد ....... !!!!

 

 

 





به جا مانده از†₪•.¸¸†₪ ḠђдẐдζ ₪†¸¸.•₪† مورخ: جمعه 15 شهریور1387 در ساعت: 9:19 بعد از ظهر
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

انواع کد هاي جديد جاوا تغيير شکل موس